السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
203
تفسير الميزان ( فارسي )
بحث روايتى در تفسير عياشى از ابن سنان از ابى عبد اللَّه ( ع ) روايت كرده كه در ذيل آيه : * ( « وَإِنْ مِنْ قَرْيَةٍ إِلَّا نَحْنُ مُهْلِكُوها قَبْلَ يَوْمِ الْقِيامَةِ » ) * فرمود : مقصود نابودى به مرگ و يا غير آن است ، و در روايت ديگرى از همان جناب آمده كه مقصود از آن قتل و يا مرگ و يا غير آن است « 1 » . مؤلف : شايد اين روايت دومى خواسته است همه آيه را تفسير كند يك فقره را به قتل و يكى را به مرگ . و در تفسير قمى در ذيل آيه : * ( « وَما مَنَعَنا أَنْ نُرْسِلَ بِالآياتِ . . . » ) * فرمود : اين آيه در باره قريش نازل شده و در روايت ابى الجارود از امام باقر ( ع ) نيز آمده كه در تفسير آيه فرمود : رسول خدا ( ص ) از قوم خود درخواست كرد كه نزدش بيايند جبرئيل نازل شد و گفت : خداى تعالى مىفرمايد * ( « وَما مَنَعَنا أَنْ نُرْسِلَ بِالآياتِ إِلَّا أَنْ كَذَّبَ بِهَا الأَوَّلُونَ » ) * و ما هر وقت آيتى به سوى قريش مىفرستاديم و ايمان نمىآوردند به همين جهت هلاكشان مىكرديم ، و ليكن اين كار را با قريش اين عصر نمىكنيم ، چون نمىخواهيم با بودن تو در ميان آنان ، آنها را هلاك كنيم لذا معجزاتى كه مىخواهند نمىفرستيم « 2 » . و در الدر المنثور است كه احمد و نسايى و بزار و ابن جرير و ابن منذر و طبرانى و حاكم ( وى حديث را صحيح دانسته ) و ابن مردويه و بيهقى در كتاب دلائل خود و ضياء در كتاب مختاره خود همگى از ابن عباس روايت كردهاند كه گفت : اهل مكه از رسول خدا ( ص ) اين چنين معجزه خواستند كه كوه صفا را برايشان طلا كند ، و كوه هاى اطراف مكه كه آن شهر را محاصره نمودهاند از آن شهر دور شوند تا بتوانند كشت و زرع كنند ، خطاب رسيد « اگر مىخواهى در باره خواسته آنها درنگ كنيم ، و يا آن را برآوريم و اگر اين معجزه را برايشان آورديم آن وقت باز هم ايمان نياوردند بدانكه همه آنان را هلاك خواهيم كرد هم چنان كه امم گذشته را به خاطر اينكه معجزه پيشنهاديشان را فرستاديم و ايمان نياوردند هلاكشان نموديم » و آيه شريفه : * ( « وَما مَنَعَنا أَنْ نُرْسِلَ بِالآياتِ إِلَّا أَنْ كَذَّبَ بِهَا الأَوَّلُونَ » ) * در
--> ( 1 ) تفسير عياشى ، ج 2 ، ص 297 . ( 2 ) تفسير قمى ، ج 2 ، ص 21 .